تبليغاتX
عاشق تنها

عاشق تنها

اخرشه

اینم تصویر مورد علاقه ام و شعرش :

 

رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست

 

هر کی میخواد گریه کنه بهش بگید اون دیگه نیست

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:26  توسط بچه های 0123  | 

قبر سیاه

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام گرفت

بدانید آنجا قبر من است.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:21  توسط بچه های 0123  | 

گل سفید

روز اول گل سرخي برام آوردي

گفتي براي هميشه دوستت دارم

روز دوم گل زردي برايم آوردي

گفتي دوستت ندارم

روز سوم گل سفيدي برايم آوردي

و سر قبرم گذاشتي و

گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:20  توسط بچه های 0123  | 

بخشش عشق

مي بخشمت

 

بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي

 

بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي

 

نمي بخشمت

 

بخاطر دلي كه برايم شكستي

 

بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي

 

نمي بخشمت

 

بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي

 

بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي

 

و مي بخشمت

 

بخاطر عشقي كه بر قلبم هك كردي

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:17  توسط بچه های 0123  | 

براش بنویس

براش بنویس دوستت دارم...

آخه می دونی آدما

گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن

 ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست .

گرچه پاره کردن یک کاغذ

از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی

تو بنویس ..

تو ... بنویس

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:14  توسط بچه های 0123  | 

دوستت دارم

اگر تار بودم آهنگ دوستت دارم را برایت مینواختم

اگر بهاربودم شکوفه ها رابرایت تقدیم میکردم

اگر باران بودم آن قدر می باریدم تا غبار غم ها رااز

دلت بزدایم

ولی افسوس که

نه تارم

نه بهارم

نه بارانم

ولی هرچه هستم با تمام وجود فریاد میزنم

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:10  توسط بچه های 0123  | 

بوسه

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.

 

قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است

 

بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.

 

تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:7  توسط بچه های 0123  | 

گور

در دور دست بر تخته سنگ گور با جوهر سرشت نوشته بودم:

 

ماه را دوست دارم به خاطر زیبائیش شب را دوست دارم به خاطر تنهائیش

 

مادر را دوست دارم به خاطر فداکاریش تو را دوست دارم ولی نمی دانم چرا؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 10:0  توسط بچه های 0123  | 

گل

کاش تو دنیا دو رنگ گل وجود داشت قرمزو سفید

قرمزها مال تو ؛ سفید مال من

که اگر تو منو فراموش کردی

گل های قرمزت پر پر بشه

ولی اگر من تو رو فراموش کردم

گل های سفید کفنم بشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 9:55  توسط بچه های 0123  | 

زندان عاشق

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم.

 

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم.

 

چه سود از مهر ورزیدن.چه حاصل از وفا کردن.

 

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 11:46  توسط بچه های 0123  | 

راه عشق

آسمان را بنگر و به سکوت پر رمز و رازش

 

ستاره خود را در آسمان زندگیت پیدا کن و به سمت آن

 

ستاره حرکت کن نگران راه نباش آنکه ستاره را برای تو آفرید

 

راه رسیدن به آنرا نیز نشانت خواهد داد

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 11:44  توسط بچه های 0123  | 

اخر عشق

 

عشق را از ماهی بیاموز زیرا هر وقت از آب جداش کنی می میره 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 11:33  توسط بچه های 0123  | 

اجازه هست

اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی            

خیال کنم با رفتنت دل منو نمیشکنی

اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت        

با اون چشای مهربون دوباره چشمک می زنی

طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو        

با اتکا به عشق تو تو زندگیم برم جلو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 14:17  توسط بچه های 0123  | 

و اگر......................

اگر ماه بودم به هركجا كه بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم و

اگر سنگ بودم به هركجا كه بودي سر رهگذره تو جا مي گرفتم

اما اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لبه بام من مي نشستي و

اگر سنگ بودي به هركجا كه بودم مرا مي شكستي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 14:14  توسط بچه های 0123  | 

حاشیه نشین

 

در گفتن یک حرف حاشیه رفتم و

به جای نوشتن یک کلمه گوشه دفتر خاطراتت شعر نوشتم

تا عاقبت در حاشیه چشمهایت افتادم حالا که

حاشیه نشینی را تجربه می کنم بگذار

فقط یک حرف حاشیه ای دیگر بزنم:

                              دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 14:8  توسط بچه های 0123  | 

هدیه برای تو

قلبم را تقدیمت می کنم تا بدانی بی ریاترینم

 

اشکی برای اندوهت می ریزم تا بدانی پر احساس ترینم

 

موجی از عشق را بر ساحل وجودت می فرستم تا بدانی عاشق ترینم

 

و شعرم را تقدیمت می کنم تا بدانی ساده ترینم     

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:46  توسط بچه های 0123  | 

گلی برای تو

گلی چیدم فرستادم برایت            غضب کردی فشردی زیر پایت

 

ولی آن گل، گل ناقابلی بود         تو از گل بهتری جانم فدایت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:44  توسط بچه های 0123  | 

مرگ یار

می رسد روزی که بی من روزها را سرکنی                   می رسد روزی که مرگ یار را باور کنی

 

می رسد روزی که تنها در کنار قبر من                     شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:43  توسط بچه های 0123  | 

گل

گل سرخ مال تو

 

گل سفید مال من

 

اگه تو منو فراموش کردی گل سرخت زرد بشه

 

اگه من تو رو فراموش کردم گل سفیدم کفنم بشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:42  توسط بچه های 0123  | 

بازیچه غم

وقتی که هنوز چشم به جهان نگشوده بودم

 

صدایی نام غم را در گوشم طنین انداز کرد فکر می کردم

 

غم عروسکی است که من در دست می گیرم و با آن بازی می کنم

 

اما حال می بینم که خود عروسکی هستم در دست غم

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:39  توسط بچه های 0123  | 

انتظار

گفتمش بی تو چه می باید کرد                     عکس رخساره ماهش را داد

 

گفتمش همدم شبهایم کو                             تاری از زلف سیاهش را داد

 

وقت رفتن همه را می بوسید                     به من از دور نگاهش را داد

 

یادگاری به همه داد و به من                     انتظار سر راهش را داد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:37  توسط بچه های 0123  | 

نذار

هیچ وقت نذار هر رهگذری که رد میشه رو دلت یادگاری بنویسه

 

چون بعدا پاک کردنش خیلی سخته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 11:2  توسط بچه های 0123  | 

یاد یاران

نگاهم یاد باران کرده امشب              مرا سر در گریبان کرده امشب

 

غم و اندوه من از این و ان نیست       دلم یاده رفیقان کرده امشب

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 10:59  توسط بچه های 0123  | 

منتظر

منتظر دیدار تو هستم،

 

سهل است بگویم که گرفتار تو هستم،

 

من در پی این حادثه غمخوار تو هستم،

 

هر چند که دور از منی و من ز تو دورم،

 

بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 10:45  توسط بچه های 0123  | 

دوستت دارم

خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود:

                                         

                                         دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 10:40  توسط بچه های 0123  | 

یاد

در جوانی پیر گشتم                         هیچکس یادم نکرد        

 

ارزوی مرگ کردم                          مرگ هم یادم نکرد

 

در قفس جان دادم                             صیاد ازادم نکرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 10:34  توسط بچه های 0123  | 

خیابان

 

بچه که بودم مدام دستم را از دستهای نگرانی که مراقبم بودند بیرون میکشیدم و

 

میخواستم واسه یه بار هم که شده تنها از خیابان زندگی عبور کنم حالا که دیگر نمیشود

 

بچه بود تنها میتوان عاشق بوداز سر بچگی هر چه وسط خیابان زندگی سر به هوا میدوم

 

هیچ کس حاضر نیست دستم را بگیرد و برای لحظه ای مراقبم باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 10:27  توسط بچه های 0123  | 

نمیشه

دلم هر شب بيداره و داره با خاطراتت زندگي مي كنه

هر چي به در و ديوارش مي كوبم

تا شايد بتونم اسمت و نامت را فراموش كنم

ولی نميشه که نميشه!

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9:24  توسط بچه های 0123  | 

مجازات عشق

ای اشک چشمانت را دیدی با خود فکر کرده ای که چه شد که عشق بازی شد؟ چه شد که

 

آفتاب زمانه صورت عشق را سوزاند و آسمان حتی یک قطره هم نگریست تا سوزشش التیام

 

بگیرد؟ چه شد که فرشته ها با دستان پاکشان جمله ناپاکی را در ترانه هایمان گماشته اند؟

 

آرزو عیب نیست ولی می گویند عشق گناه است

 

باورت نمی شود عشق گناه باشد و تو یک گناهکار به همین راحتی مجازاتت می کنند و یک

 

تبعید سرد برایت در نظر می گیرند چون عاشق شدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9:23  توسط بچه های 0123  | 

می دانم

این درد دلی بود که در اوج بی کسی من

 

وبا چشم گریان می نویسم :

 

سلام بهانه من برای زندگی
دلت تنگ است .....

می دانم

 

قلبت شکسته است .....

 می دانم

 

دوری برایت سخت است ......

 می دانم

 

اما برای چند لحظه ای ارام بگیر .....

 تا برایت بگویم

 

بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند

 

و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند

بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت

اما گریه نکن ....

 

که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند

 

گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد

بیا و درد دلت را به من بگو

 

و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم

 

با گریه خودت را ارام نکن

 

گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارام می کند

گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند

 

گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم

 

می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم

 

ای عزیزم

ای زندگی ام

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9:20  توسط بچه های 0123  |